شمارهٔ ۱۳ ابوالحسن فراهانی
ابوالحسن فراهانی / غزلیات ناتمام / وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مثمن محذوف)
اگر نبیند سوی من ساقی چه سود ار می دهد
نشاء نظاره آن چشم را می کی دهد
چشم مستش هر دمم مست از نگاهی می کند
مست چون ساقی شود پیمانه پی در پی دهد
مدتی شد کز ضمیرش رفته ام دشمن کجاست
تا مرا بعد از فراموشی به یاد وی دهد
ای که گویی ناله کم کن لب به بندم من ولیک
چون کنم با آن که هربندم نوای نی دهد
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
در این اشعار، شاعر به احساس عشق و شوق به معشوقش میپردازد. او میگوید که اگر معشوق را نبیند، نوشیدن شراب (عشق) چه فایدهای دارد، زیرا چشم معشوق مانند ساقی است که به او مینوشاند. شاعر از مستی ناشی از نگاه معشوق سخن میگوید و میافزاید که از مدتی پیش در دل معشوق غیبت کرده و حالا به یاد او میافتد. در انتها، به نوعی تناقض میپردازد که ناله و گریهاش را کم کند، ولی نمیتواند زیرا احساساتش هر لحظه او را به یاد معشوق میآورد.