نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

شمارهٔ ۱۵ ابوالحسن فراهانی

ابوالحسن فراهانی / غزلیات ناتمام / وزن: مفاعیلن مفاعیلن مفاعیلن مفاعیلن (هزج مثمن سالم)

به رنج از ناله ای کردم کسی که بی سبب نالد

مکن منع دلم از ناله کین بلبل عجب نالد

رخش چون بینم از زلف سیاهش می کنم شکوه

چو بیماری که در روز از درازی های شب نالد

مگر ابرست چشم من که وقت خرّمی گرید

مگر چنگ است چشم من که هنگام طرب نالد

به هجرم می کند تهدید و دل در تاب از استغنا

تبم از مرگ بگرفتست و این مسکین ز تب نالد

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

شاعر در این ابیات از احساسات عمیق خود نسبت به عشق و رنج ناشی از آن سخن می‌گوید. او ناله‌های دلش را به نوعی به ناله‌های بلبل تشبیه می‌کند و می‌گوید که نمی‌تواند از این ناله‌ها جلوگیری کند. تصویر رخش (رخسار) معشوق با زلفی سیاه باعث شکایت و غم او می‌شود. همچنین، شاعر از اشک‌های چشمانش که به مانند ابرها در زمان شادمانی می‌بارند، سخن می‌گوید. به طور کلی، عواطفی چون هجر، تهدید و تب عشق در شعر به تصویر کشیده شده است و شاعر از آلام درونی خود به وضوح سخن می‌گوید.