شمارهٔ ۱۷ ابوالحسن فراهانی
ابوالحسن فراهانی / غزلیات ناتمام / وزن: مفعول فاعلات مفاعیل فاعلن (مضارع مثمن اخرب مکفوف محذوف)
دل ترک عشق آن بت دلجو نمیکند
من ترک عشق میکنم و او نمیکند
بر دیدهام نشین نفسی زآن که باغبان
بیسرو لذتی ز لب جو نمیکند
مایل به دیگران شود از منع من، بلی
بییاد نخل میل به هرسو نمیکند
بیعشق حسن را نبود قدر و قیمتی
خار از گلی به است، کو کس بو نمیکند
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
شاعر در این ابیات به معضلات عشق و جدایی میپردازد. او میگوید که دلش به خاطر عشق معشوق نمیتپد و خود را از عشق جدا میکند، در حالی که معشوق به این جدایی توجهی ندارد. همچنین بیان میکند که بدون عشق، زیباییها هیچ ارزش و اهمیتی ندارند و مانند گل بیبو هستند. در نهایت، تأکید بر این است که عشق و توجه متقابل مهمترین جنبههای روابط انسانی هستند.