شمارهٔ ۱۸ ابوالحسن فراهانی
ابوالحسن فراهانی / غزلیات ناتمام / وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مثمن محذوف)
آن که بی پرواییش هردم مرا رسوا کند
کاش از رسوایی خود اندکی پروا کند
از برای آن که سوزد دوست را در پیش غیر
شمع هم خود را وهم پروانه را رسوا کند
من به او مشغول و او با دیگران گرم سخن
چون تهیدستی که با پرمایه سودا کند
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
در این شعر، شاعر از شخصی سخن میگوید که بیپروایی او باعث رسواییاش میشود. شاعر آرزو دارد که آن فرد کمی به آبروی خود توجه کند. او به عشق و دوستی اشاره میکند که مانند شمع در کنار پروانه، خود را به خطر میاندازد و این سبب رسوایی هر دو میشود. در پایان، شاعر به حس تنهایی و بیپولی خود در کنار عشق و محبت اشاره میکند، که به آن دیگری مشغول است در حالی که او در دلتنگی به سر میبرد.