نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

شمارهٔ ۲۰ ابوالحسن فراهانی

ابوالحسن فراهانی / غزلیات ناتمام / وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مثمن محذوف)

کس چرا در قتل چون من بی کسی حیران بود

کشتن چون من کسی بر چون تویی آسان بود

باز درد رشک را از هجر درمان میکنم

درد را بنگر چه باشد چون دوا هجران بود

یا تو پیش دیده یا اشک خونین در نظر

کاشکی این خانه یک دم خالی از طوفان بود

خانه ها از سیل ویران می شود، یارب چرا

خانه های چشم من بی سیل خون ویران بود

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

در این شعر، شاعر از احساس تنهایی و عذاب ناشی از عشق و هجران صحبت می‌کند. او به این نکته اشاره می‌کند که کشتن عشقش برای کسی مانند خود او آسان است. در عین حال، او تلاش می‌کند درد ناشی از این جدایی را تسکین دهد و آرزوی آرامش و سکوت در خانه‌اش را دارد. شاعر همچنین به ویرانی‌ای که از اشک‌هایش به وجود می‌آید، اشاره می‌کند و نگران این است که چطور خانه‌اش تنها با سیل اشک‌هایش ویران شده است.