نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

شمارهٔ ۲۱ ابوالحسن فراهانی

ابوالحسن فراهانی / غزلیات ناتمام / وزن: مفاعلن فعلاتن مفاعلن فعلن (مجتث مثمن مخبون محذوف)

مرا دلی ست که هرگز ندیدم او را شاد

دلی سیاه تر از بخت اهل استعداد

به خاک تیره هنرها نشانده اند مرا

مرا ز دست هنرهای خویشتن فریاد

ازین چه سود که قدم کلید وار خمید

که بخت هرگز در روی من دری نگشاد

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

شاعر احساس نارضایتی و ناامیدی عمیقی را تجربه می‌کند. او دلی دارد که هرگز شاداب نیست و احساس می‌کند که استعدادش تحت‌فشار قرار گرفته است. با وجود تلاش‌هایش، بخت و اقبال در زندگی‌اش به روی او باز نشده و او را به خاک هنرها کشانده‌اند. در نهایت، او از ناامیدی‌اش می‌گوید که با وجود تلاش‌ها، به نتیجه‌ای نرسیده است.