شمارهٔ ۲۴ ابوالحسن فراهانی
ابوالحسن فراهانی / غزلیات ناتمام / وزن: مفاعیلن مفاعیلن مفاعیلن مفاعیلن (هزج مثمن سالم)
دلارامی که باکن رام بود از من رمید آخر
نمی دانم که آن بیهوده رنج از من چه دید آخر
سیه کردم بدان خال سیه چشم و ندانستم
که اندر انتظار وصل خواهد شد سفید آخر
کشیدم محنتش عمری و دامن در کشید از من
جزای آن چه با من میکند خواهد کشید آخر
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
شاعر در این اشعار به عشق و درد ناشی از آن اشاره میکند. او از دلشکستگی و جدایی ناشی از رابطهاش با محبوبش صحبت میکند و احساس میکند که محبوبش از او دور شده است. شاعر نمیداند چه چیزی موجب این جدایی شده و در نهایت به این نتیجه میرسد که محنت و رنجی که از عشقش کشیده، روزی جزا خواهد داشت. همچنین به تناقض در احساساتش اشاره میکند؛ در حالی که عشق او را رنج میدهد، همچنان امیدوار به وصال و پاسخ در آینده است.