شمارهٔ ۴۰ ادیب الممالک
ادیب الممالک فراهانی / غزلیات / وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مثمن محذوف)
رنج ما بردیم و گنج ارباب دولت بردهاند
خار ما خوردیم و ایشان گُل به دست آوردهاند
نی غلط گفتم که آن دزدان بیناموس و ننگ
خون دلها خورده، آرام دل ما بردهاند
طالبان عدل و قانون را ز مرگ اندیشه نیست
از برای آنکه آب زندگانی خوردهاند
هرکه در جرگ فداکاران نیاید در شمار
عارفانش در حساب عاقلان نشمردهاند
زندهدل قومی که اندر مجلس ما شمعوار
ز آتش دل سر فدا کردند و پا افشردهاند
حضرت اشرف سپهدار آنکه از یاسای او
عدلجویان جان گرفته بدسگالان مردهاند
هست مشروطه بدو پاینده، ایران زو به پای
زین سبب دزدان آزادی از او افسردهاند
جان فدای همت رندان آزادی طلب
که به یک جنبش خران را زیر بار آوردهاند
بودی از روز ازل مشروطهخواه و صلحجوی
فتنهجویان خاطرت را زین جهت آزردهاند
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
این شعر به بیان رنجها و زحماتی میپردازد که مردم عادی در برابر ستم و بیعدالتی احساس میکنند. شاعر به تضاد بین زندگی سخت مردم و رفاه و آسایش برخی قدرتطلبان اشاره میکند که از رنج دیگران بهرهمند شدهاند. او از نبود توجه به عدالت و قانون در جامعه صحبت کرده و به فداکاریهای افرادی اشاره میکند که برای آزادی و حقوق خود تلاش میکنند. در نهایت، شاعر به امیدواری و تلاش برای بهبود شرایط اشاره میکند و بر اهمیت همت آزادگان تأکید میورزد.