شمارهٔ ۹۴ ادیب الممالک
ادیب الممالک فراهانی / غزلیات / وزن: مفتعلن فاعلات مفتعلن فع (منسرح مثمن مطوی منحور)
تا رخ شمس السعاده تافت در ایوان
سر زد ایوان ز راه فخر به کیوان
بود شب جمعه و چهارم شعبان
کاین مه تابان گشود چهره در ایوان
چارده ماهی به سال چارده آمد
خرم و سرسبز همچو سرو به بستان
ماشاء الله تبارک الله بنگر
سرو سهی قد به رخ چو لاله نعمان
دختری اندر حجاب صفوت و عصمت
اختری از ماهتاب برده گروگان
خواست امیری ز بحر طبع به تاریخ
رشته کشد گوهری چو لؤلؤ و مرجان
طبعش غواصیی نمود و پس آنگاه
سر به در آورد کای ادیب سخندان
آنچه ز مه رفته رفته گیر و رقم زن
مولد شمس السعاده چارم شعبان
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
این شعر به مناسبت تولد شمسالسعاده در چهارم شعبان اشاره دارد. شاعر به توصیف زیباییهای او و شب ولادتش میپردازد، با نمادهایی مانند مه تابان و سرو سبز. او همچنین به صفات برجسته و طبع خلاق شمسالسعاده اشاره میکند و او را به عنوان شخصیتی بارز و بافضیلت توصیف میکند. در نهایت، شاعر از اهمیت و ارزش این روز یاد کرده و به زیباییهای آفرینش اشاره میکند.