بخش ۲۳ - پاسخ بانو بیاران و وداع با دوستداران ادیب الممالک
ادیب الممالک فراهانی / شورشنامه / وزن: فعولن فعولن فعولن فعل (متقارب مثمن محذوف یا وزن شاهنامه)
چنین گفت بانوی شیرین زبان
که ای جمله با من چو جان مهربان
مرا نیست دیگر توانای زیست
برین زندگی زار باید گریست
شما را پس از من بسی ناز باد
ز شادی به گوش اندر آواز باد
چو آید عدو سوی خرگاه من
بگوئید از من به بدخواه من
که رفتیم ما این تو این خانمان
بزن آتش اینک در این خاندان
مرا بگذرد رنج ایام سخت
ترا این سیاهی بماند برخت
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
بانوی شیرین زبان بیان میکند که دیگر نمیتواند در این زندگی زار ادامه دهد و از این وضعیت نگران است. او از دوستانش میخواهد که پس از او شاد باشند و برای او ناز کنند. همچنین، به آنها توصیه میکند که اگر دشمنی به سراغش بیاید، بگویند که او و خانوادهاش رفتهاند و در آخر، از رنجهایش سخن میگوید و به آنها یادآوری میکند که سیاهی و سختیها برای آنها باقی خواهد ماند.