ادیب الممالک فراهانی
زاده ۱۲۷۷ – درگذشته ۱۳۳۶ هجری قمری، گازران
زندگینامهٔ ادیب الممالک
محمدصادق پسر حاجی میرزا حسین فراهانی (زادهٔ ۱۱ مرداد ۱۲۳۹ هجری شمسی در گازران از توابع شهرستان خنداب در استان مرکزی - درگذشتهٔ ۱۲۹۶ هجری شمسی) ملقب به «ادیبالممالک فراهانی» و «امیرالشعرا»، و متخلص به «امیری»، شاعر، ادیب و روزنامهنگار دورهٔ مشروطه است.
آثار ادیب الممالک
شعرهای ادیب الممالک
- شمارهٔ ۵۰ - در قدردانی از مردم وطنخواه و تهیج جوانان وطن — تا زبر خاکی ای درخت برومند
- شمارهٔ ۴۹ - در مدح مولای متقیان حضرت علی علیه السلام — بسی جستم نشان از اسم اعظم
- شمارهٔ ۵۱ - چکامه وطنی — ای عنبرین فضای صفاهان ز من درود
- شمارهٔ ۵۲ — جهان جوان شد و عمر دوباره باز آورد
- شمارهٔ ۵۳ - در نکوهش عین الدوله — ز بس که از دل مردم همی برآید دود
- شمارهٔ ۵۵ - مرثیه مجلس پس از بمباردمان به حکم محمدعلی میرزای مخلوع — رؤوس دولت، شیوخ ملت، به بازی ایران، خراب گردید
- شمارهٔ ۵۶ - هنگام شکستن دست ملک الشعراء بهار در آغاز جنگ عمومی و مهاجرت فرماید — شکست دستی کز خامه بس نگار آورد
- شمارهٔ ۵۴ — مژده ای دل که ز ره قافله داد آمد
- شمارهٔ ۵۸ — برادران به جهان اعتمادکی شاید
- شمارهٔ ۵۹ - قصیده فکاهی — دوش از برای خدمت خان عزیز راد
- شمارهٔ ۶۳ — شاه از تبار خویش وزیر اختیار کرد
- شمارهٔ ۶۰ — چو شاه دانا دارد وزیر دانشمند
- شمارهٔ ۶۲ - در مرثیه قتل ناصرالدین شاه و جلوس مظفرالدین شاه — جای آن دارد که گردون اندرین غم خون ببارد
- شمارهٔ ۵۷ — دوش خواندم در کتابی کز در اندرز و پند
- شمارهٔ ۶۱ — ایا نسیم سحر پا بنه بتارک فرقد
- شمارهٔ ۶۴ — چو بخت خفت و قضا چیره تیره شد اختر
- شمارهٔ ۷۱ - این چند بیت از آخر یک قصیده بدست آمد — نگین خاتم جم داشت لعل فرخ تو
- شمارهٔ ۶۵ - ملحقات — از این مقدمه ز آن پس که یافت آگاهی
- شمارهٔ ۷۲ — دیدم بخواب دوش درختی خجسته فر
- شمارهٔ ۶۹ — بارها خواندم ز قول مصطفی اندر خبر
- شمارهٔ ۶۸ — دانا کبود بنزد مردم هشیار
- شمارهٔ ۷۰ — دی در هوای صحبت یاران غمگسار
- شمارهٔ ۶۶ - انتهی — چو بی وجود خداوندگار آسایش
- شمارهٔ ۶۷ — کمال مرد بفضل است و مردمی و هنر