شمارهٔ ۱ عمعق بخاری
عمعق بخاری / مقطعات و اشعار پراکنده / وزن: مفاعیلن مفاعیلن مفاعیلن مفاعیلن (هزج مثمن سالم)
هزاران قبّهٔ عالی ، کشیده سر به ابر اندر
که کردی کمترین قبه سپهر برترین دروا
چو گرگ ظلم را کشتی به زور بازوی عدلت
ز انبوهی شده صحرای اقلیم تو چون کمرا
یکی دبه در افگندی به زیر پای اشتربان
یکی بر چهره مالیدی مهار ماده ما را
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
در این شعر، شاعر به توصیف زیباییهای آسمان و قبههای آبی پرداخته است. او از قدرت عدالت و از بین بردن ظلم توسط یک فرد قوی (شاید یک رهبر یا قهرمان) سخن میگوید. همچنین به تصویر کشیدن صحرایی بزرگ و فراخ در قلمرو آن فرد اشاره میکند. در نهایت، شاعر با ذکر تصاویری مانند دبه و مهره، به نمادهای قدرت و کنترل در این صحنه میپردازد.