فخرالدین اسعد گرگانی
زندگینامهٔ فخرالدین اسعد گرگانی
فخرالدین اسعد گرگانی شاعر و داستانسرای ایرانی نیمهٔ نخست سدهٔ پنجم هجری است. وی معاصر طغرل سلجوقی بود. وی با علوم دینی و حکمی آشنا و بر مذهب "اعتزال" بود. پیش کشیده شدن حدیث ویس و رامین بین او و عمید ابوالفتح مظفر نیشابوری حاکم اصفهان، موجب شد که فخرالدین آن داستان را به نظم درآورد. این داستان از زبان پهلوی به فارسی درآمده و تأثیر زبان پهلوی بر شاعر در این منظومه باعث شده که صورت اصل و کهنهٔ بسیاری از لغات را در کتاب خویش حفظ کند و علاوه بر آن سادگی و بیپیرایگی نثر پهلوی شعر وی را بسیار روان و ساده و بیتکلف سازد. از این شاعر به جز "ویس و رامین" و چند بیت پراکنده اثر دیگری در دست نیست. وفات وی پس ازسال ۴۴۶ هجری قمری و گویا در اواخر عهد طغرل اتفاق افتاده است.
آثار فخرالدین اسعد گرگانی
شعرهای فخرالدین اسعد گرگانی
- بخش ۲۹ - رفتن دایه بار دیگر به پیش ویس و حال گفتن — چو پیش ویس رفت او را دُژم دید
- بخش ۳۲ - باز گشتن شاه موبد از کهستان به خراسان — خوشا جایا بر و بوم خراسان
- بخش ۳۱ - آگاه شدن شاه موبد از کار ویس و رامین — چو رامین بود با خسرو یکی ماه
- بخش ۲۷ - اندر باز آمدن دایه به نزدیک رامین به باغ — چو سر بر زد ز خاور روز دیگر
- بخش ۲۸ - دیدن ویس رامین را و عاشق شدن بر او — چو روز رام شاهنشاه کشور
- بخش ۳۰ - رسیدن ویس و رامین به هم — چو خواهد بد درختی راست بالا
- بخش ۲۶ - فریفتن دایه ویس را به جهت رامین — چو دایه پیش ویس دلستان شد
- بخش ۲۵ - بغایت رسیدن عشق رامین بر ویس — چو بر رامین بیدل کار شد سخت
- بخش ۳۴ - رفتن رامین به همدان به جهت ویس — چو بیرون آمد از دروازه خرم
- بخش ۳۶ - پاسخ فرستادن ویرو پیش موبد — پس آنگه پاسخی کردش بآیین
- بخش ۳۸ - گردیدن شاه موبد به گیتى در طلب ویس — چو از دیدار ویسه گشت نومید
- بخش ۳۵ - آگاه شدن موبد از رفتن رامین نزد ویس — چو آگه گشت شاهنشاه موبد
- بخش ۳۳ - رفتن ویس از مرو شاهجان به کوهستان — چو بشنید این سخن آزاده شمشاد
- بخش ۳۷ - سرزنش کردن موبد ویس را — چو در مرو گزین شد شاه شاهان
- بخش ۳۹ - نامه نوشتن رامین به مادر و آگاه شدن موبد — بدان گاهی که شاهنشاه موبد
- بخش ۴۰ - نشستن موبد در بزم با ویس و رامین و سرود گفتن رامین به حال خود — چو شاه و ویس و رامین هر سه باهم
- بخش ۴۳ - زارى کردن ویس از رفتن رامین — چو آگه گشت ویس از رفتن رام
- بخش ۴۲ - بردن شاه موبد ویس را به دز اشکفت و صفت دز و خبر یافتن رامین از ویس — دز اشکفت بر کوه کلان بود
- بخش ۴۱ - آگاهى یافتن موبد از قیصر روم و رفتن به جنگ — جهان را گوهر و آیین چنین است
- بخش ۴۷ - سپردن موبد ویس را به دایه و آمدن رامین در باغ — شب دوشنبه و روز بهاری
- بخش ۴۴ - آمدن رامین به دز اشکفت دیوان پیش ویس — چو رامین آمد از گرگان سوی مرو
- بخش ۴۸ - آگاهى یافتن موبد از رامین و رفتن او در باغ — چو شاهنشاه آگه شد ز رامین
- بخش ۴۶ - مویه کردن شهرو پیش موبد — چو باز آمد ز قلعه شاه شاهان
- بخش ۴۵ - آمدن شاه موبد از روم و رفتن به دز اشکفت دیوان نزد ویس — چو شاه اندر سفر پیروزگر گشت