شمارهٔ ۱۰ اسیری لاهیجی
اسیری لاهیجی / غزلیات / وزن: مفعول فاعلات مفاعیل فاعلن (مضارع مثمن اخرب مکفوف محذوف)
پیش از بنای دیر جهان دیر سالها
با دوست بودهایم به انواع حالها
سرخوش ز جام وصل و در آغوش یار خود
بودیم بیجفای رقیب و ملالها
معشوق را به ما نظری عاشقانه هست
ورنه چرا کند همه غنج و دلالها
در هر لباس روی نماید به دلبری
گر شرح عشوههاش بگویم فیالها
هردم رخش به نقش دگر جلوه میکند
بیرون ز حصر حسن تو دارد مثالها
در تاب حسن تو دل و جان مست و بیخودست
ناید جمال دوست به شرح و مقالها
هردم ظهور خاص نماید اسیریا
او را به ماست این همه نوعی وصالها
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
در این شعر، شاعر از عشق و پیوندهای عمیق خود با معشوق سخن میگوید. او بیان میکند که قبل از ساختن دیر (مکان عبادت)، سالها با دوست و معشوق خود در خوشی و بیخیالی بودهاند. شاعر از حالتی سرخوش از وصال و بیتفاوتی نسبت به رقیبان صحبت میکند و میگوید که معشوق به او نگاهی عاشقانه دارد. او به زیباییهای معشوق اشاره میکند و اینکه در هر لباسی، معشوق جلوهای تازه و دلربا دارد. شاعر تأکید میکند که زیبایی معشوق به قدری است که حتی وصف آن نیز دشوار است و در نهایت، عشق و زیبایی معشوق همواره در حال تغییر و نو شدن است.