نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

شمارهٔ ۳ اسیری لاهیجی

اسیری لاهیجی / غزلیات / وزن: مفعول مفاعیل مفاعیل فعولن (هزج مثمن اخرب مکفوف محذوف)

ای ماه برون آمده از مشرق بطحا

تابان ز رخت شعشعه نور تجلی

خورشید جهانی ز تو روشن همه عالم

انوار الهی ز جبین تو هویدا

از پرتو روی تو مه و مهر منور

وان نورسیه از خم زلفین تو پیدا

ایجاد جهان را چو غرض نور تو بودست

دارند بمهرت همه ذرات تولا

گر شرع تو رهبر نشود سالک ره را

کی در حرم وصل شود محرم مولی

هر دیده که در هر دو جهان حسن تو بیند

در صورت و معنی بود آن دیده بینا

سودا زده چون موی تو شد جان اسیری

زان دم که جمال رخ تو کرد تماشا

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

شاعر در این شعر به تمجید از زیبایی و نورانی بودن چهره‌ای خاص می‌پردازد که به ماه تشبیه شده است. او می‌گوید که این ماه، منبع نور و روشنی برای تمام جهان است و نور خداوند در چهره‌اش نمایان است. همچنین اشاره می‌کند که وجود این نور به دلیل وجود عشق و محبت است و بدون هدایت و راهنمایی او، کسی نمی‌تواند به وصال حقیقت برسد. شاعر از اهمیت دیدن زیبایی‌های او در هر دو دنیای مادی و معنوی سخن می‌گوید و بیان می‌کند که هر کسی که به دیدن جمال او نائل شود، دلی روشنگر خواهد داشت. نهایتاً، او به حال اشتیاق و دلبستگی جان‌ها نسبت به زیبایی‌های او اشاره می‌کند.