شمارهٔ ۱۱۱ اسیری لاهیجی
اسیری لاهیجی / غزلیات / وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مثمن محذوف)
ای جمالت گشته پیدا از نقاب کاینات
حسن رخسار تو پنهان در حجاب کاینات
بهر اظهار صفات بیحد و اندازه شد
مختفی خورشید ذاتت در سحاب کاینات
تا بصحراشد پی اظهار خود سلطان عشق
کرد برپا خیمه حسن از طناب کاینات
گشت ذرات جهان تابان و روشن همچو ماه
تا نهان شد مهر رویت در نقاب کاینات
ذوق و لذت عارفی دارد که میخواند روان
جمله آیات حسنت از کتاب کاینات
چون درآید در خروش و جوش دریای قدم
کی گذارد کی،برو نقش حباب کاینات
جمله ذرات جهان همچو(ن) اسیری سایه اند
هست روی نور بخشش آفتاب کاینات
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
در این شعر، شاعر به زیبایی و عظمت وجود الهی اشاره میکند که در پشت پردههای کائنات پنهان است. او به ظهور و بروز صفات و جمال این وجود در جهان اشاره میکند و به تأثیرات آن بر هستی میپردازد. شاعر میگوید که خورشید این وجود در ابرهای کائنات نهان است و عشق به آن موجب برپایی خیمهی زیبایی در دل و جان انسانها میشود. همچنین، زیبایی و نور این وجود، جهان را روشن و تابناک میسازد و همه ذرات جهان را تحت تأثیر خود قرار میدهد. در نهایت، شاعر از عشق و شوق عارفان به این زیبایی سخن میگوید و به صفت اسیری ذرات در برابر این نور الهی اشاره میکند.