نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

شمارهٔ ۱۱۸ اسیری لاهیجی

اسیری لاهیجی / غزلیات / وزن: مفعول مفاعیل مفاعیل فعولن (هزج مثمن اخرب مکفوف محذوف)

گر مهر فاحببت بذرات نه ساریست

سرگشتگی عالم و آدم ز طلب چیست

از شوق تو سرگشته شد افلاک و کواکب

واندر طلبت آب بهر گوشه جاریست

از کعبه ترا گر طلبد زاهد عابد

مطلوب ز بتخانه و از دیر بگو کیست

ز آئینه دل زنگ دوئی گر بزدائی

روشن بنماید که همه، غیر یکی نیست

این طرفه که از باده وصلش همه مستند

در قید خمار غم هجران ز اسیریست

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

در این ابیات شعر، شاعر به عشق و جستجوی معشوق اشاره دارد. می‌گوید که برای رسیدن به محبت و عشق، نه فقط انسان‌ها بلکه تمام موجودات عالم در جستجوی او هستند. این عشق چنان عمیق است که حتی آسمان‌ها و ستاره‌ها نیز تحت تأثیر آن قرار گرفته‌اند. اگر زاهدی از کعبه به جستجوی او بیفتد، بی‌تردید مطلوب حقیقی در مکان‌هایی ناپاک‌تر هم یافت می‌شود. با پاکسازی دل از زنگارها، حقیقت روشن می‌شود که تمام موجودات در اصل یکی هستند. همچنین، در حالی که همه از وصل می‌نوشند و مست‌اند، همچنان در بند خمار غم جدایی و دوری قرار دارند.