نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

شمارهٔ ۱۲۲ اسیری لاهیجی

اسیری لاهیجی / غزلیات / وزن: فعلاتن فعلاتن فعلن (رمل مسدس مخبون محذوف)

دایما درد تو همراه منست

عشق تو هم حاکم و شاه منست

هرکه بیدارست شبها در جهان

از فغان و زاری و آه منست

دو گواه عدل بر سوز دلم

چشم گریان روی چون کاه منست

سرور خوبان عالم این زمان

دلبر زیبای چون ماه منست

جان فشاندن ای اسیری در غمش

در طریق عاشقان راه منست

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

این شعر درباره دردی است که از عشق ناشی می‌شود و نشان‌دهنده عواطف عمیق و شدید شاعر نسبت به معشوقه‌اش است. شاعر می‌گوید که درد و عشق او همیشه همراهش هستند و در دلش سوز و گداز وجود دارد. او احساس می‌کند که بین شب‌ها و روزها همواره تحت‌تأثیر این عشق و درد قرار دارد و این احساسات به گونه‌ای عمیق و غم‌انگیز در وجودش حک شده‌اند. همچنین، معشوقه‌اش را به زیبایی و روشنی ماه تشبیه می‌کند و از عزت و مقام او در دل عاشقان صحبت می‌کند.