نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

شمارهٔ ۱۳۳ اسیری لاهیجی

اسیری لاهیجی / غزلیات / وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مثمن محذوف)

حسن خوبان جهان عکس رخ زیبای اوست

لاجرم در هر سری از زلفشان سودای اوست

آفتاب عشق با هر ذره دارد نسبتی

نسبت معشوق و عاشق عین نسبت های اوست

هست روشن پیش ارباب نظر چون آفتاب

کین جهان پیدا ز نور روی مهر آرای اوست

از شراب چشم مخمورش جهان مست و خراب

فتنه و آشوب عالم نرگس شهلای اوست

جامه حسن بتان از روی او شد مستعار

کین قبای نیکوئی برقامت رعنای اوست

حسن بی اندازه را کون و مکان آئینه است

گرچه مرآت جهان روی جهان آرای اوست

میکند طیران فراز نه فلک مرغ دلم

رهبر جان اسیری همت والای اوست

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

این اشعار به زیبایی و جذابیت معشوق اشاره دارند و سعی دارند تا عمق عشق و کشش عاشق به معشوق را تجسم کنند. حسن و زیبایی معشوق در هر ابعادی از زندگی و جهان نمایان است و عشق آنان همواره در حال جوشش و تپش است. عشق به معشوق تجلی نورانی دارد که به همه جا می‌تابد و عاشق را مست و سرمست می‌کند. معشوق منبع الهام و زیبایی است که همه چیز در سایه او معنا می‌یابد. در نهایت، شاعر به این نکته اشاره می‌کند که وجود معشوق، جان و روح عاشق را به پرواز درمی‌آورد و به او هدف و آرزو می‌بخشد.