شمارهٔ ۱۳۵ اسیری لاهیجی
اسیری لاهیجی / غزلیات / وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مثمن محذوف)
ای که کوی یارمیجویی دو عالم کوی اوست
در حقیقت روی جمله خلق عالم سوی اوست
ای که می پرسی نشان از زلف جانان بیگمان
پیش ارباب یقین هر ذره یک موی اوست
نیست کس را جز بسوی قبله رویش سجود
سجده گاه جمله عالم چون خم ابروی اوست
چون ز مرآت رخ خوبان جمالش ظاهرست
عشق مجنون بررخ لیلی همه بربوی اوست
چشم مستش هر زمانی فتنه آرد پدید
شور و غوغا در جهان از نرگس جادوی اوست
هرکه بینا شد بنور معرفت بیند عیان
کین همه ذرات پیدا ز آفتاب روی اوست
ای اسیری نیستی تنها اسیر دام او
جمله عالم پای بند حلقه گیسوی اوست
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
این شعر به جستجوی عشق و زیبایی میپردازد و با اشاره به جوانب مختلف وجود خدا و عشق، بیان میکند که تمام عالم و هستی به سمت اوست. شاعر به زیبایی و محبوبیت معشوق اشاره میکند و میگوید که هر ذرهای از عالم نشان دادن عشق و زیبایی اوست. همچنین بر این نکته تأکید میشود که سجدهی موجودات فقط به خاطر زیبایی معشوق است و در نهایت، هر کس که از نور معرفت آگاه شود، تمامی موجودات را به عنوان تجلی عشق و زیبایی او خواهد دید. شاعر به اسارت انسانها در دام عشق اشاره میکند که نشاندهنده وابستگی وجود آنها به معشوق است.