شمارهٔ ۱۳۴ اسیری لاهیجی
اسیری لاهیجی / غزلیات / وزن: مفعول فاعلات مفاعیل فاعلن (مضارع مثمن اخرب مکفوف محذوف)
مقبل کسی که شادی وصل تو دیده است
خرم دلی که از غم هجران رهیده است
شادست آنکه دولت غم های عشق تو
برجان و دل بملک دو عالم خریده است
آرد بدست دامن معشوق بیگمان
هر عاشقی که محنت عشقش کشیده است
هرکو ز خود برست نه بیند غم فراق
در مسند وصال تو خوش آرمیده است
هر دم به دیده حسن دل افروز جلوه ده
مرآت حسن تو دایم چو دیده است
در ظلمت شب است نهان آفتاب روز
تا خط مشکبار تو بررخ دمیده است
تا ناظرست دیده اسیری بروی او
زان حسن نوربخش چه گویم چه دیده است
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
این شعر به زیبایی و شادی مربوط به عشق و وصال معشوق میپردازد. شاعر با بیان احساسات عاشقان، تأکید میکند که کسی که به وصال معشوق نائل آمده، از غم دوری رهایی یافته است. او میگوید که شادی و خوشبختی واقعی در عشق و وصل معشوق نهفته است و هر عاشقی که درد عشق را تحمل کرده، قطعاً خوشبختتر خواهد بود. همچنین، شاعر به زیباییهای معشوق اشاره میکند و بیان میدارد که نگاه به معشوق روشناییبخش است. در نهایت، از زیبایی معشوق و تأثیر عمیق آن بر دل عاشق صحبت میکند.