نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

شمارهٔ ۱۳۷ اسیری لاهیجی

اسیری لاهیجی / غزلیات / وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مثمن محذوف)

ما ز جام باده عشقیم مخمورالست

زان سبب باشد مدامم با می و شاهد نشست

با می و معشوق چون شد عهد و پیمانم درست

عهدنام نیک و زهد و توبه را خواهم شکست

پای همت برسرزهد ریا بنهاده ایم

رندم و مست و خراباتی و جام می بدست

عشق ترسا زاده ما را برد خوش خوش برکنار

از مسلمانی و دین و برمیان زناربست

غمزه جادو دل و دینم تمامی برده بود

نیم جانی ماند و خواهد آن دو چشم نیم مست

حسن شاهد از همه ذرات چون مشهود ماست

حق پرستم دان اگر بینی که گشتم بت پرست

چون اسیری باده جام فنا را نوش کرد

مست و بیخود گشت و از قید خودی یکباره رست

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

این متن درباره عشق و مستی ناشی از آن است. شاعر بیان می‌کند که او به باده عشق آلوده شده و از این بابت در کنار می (شراب) و معشوقش نشسته است. او عهده‌ای میان خود و عشق را درست می‌داند و به زهد و توبه پشت کرده و به رندی و مستی رو آورده است. عشق او را از اصول دین و مسلمانی دور کرده و جادوگری چشمان معشوقش را به دلش حاکم کرده است. شاعر به پیروی از عشق و مستی خود از قید و بندهای دنیوی رهایی یافته و به آزادی و خوشی رسیده است.