نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

شمارهٔ ۱۴ اسیری لاهیجی

اسیری لاهیجی / غزلیات / وزن: فعلات فاعلاتن فعلات فاعلاتن (رمل مثمن مشکول)

بهوای روی جانان دل و جان ماست شیدا

ز خیال زلف مشکین بسرم هزار سودا

ز شراب عشق مستم ز خمار عقل رستم

چکنم صلاح و تقوی چو شدم بعشق رسوا

چو ز لوح دل بشستی همه نقوش اغیار

ز پس حجاب عزت رخ یار شد هویدا

ز شراب وصل جانان همه کاینات مستند

تو ز بیخودی نداری خبری ز مستی ما

چو نداشت ذوق عرفان دل بیخبر چه داند

که جمال روی جانان بچه رو نمود هرجا

نه که یار گشت پنهان تو بچشم ما نظر کن

که بنقش هر دو عالم همه روی اوست پیدا

نظری بچشم جان کن، بجمال او اسیری

که چگونه گشت پنهان بنقاب جمله اشیا

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

این شعر در مورد عشق و دلدادگی به محبوب است. شاعر از شیدایی و دلتنگی خود برای محبوب سخن می‌گوید و از عشق به عنوان شرابی مست‌کننده یاد می‌کند. او به می‌گوید که با رهایی از زوایای دل و دنیای مادی، محبوبش را بطور واضح‌تر می‌بیند. شاعر به احساسات عمیق و نقوش درونی اشاره می‌کند و بیان می‌کند که در هر گوشه‌ای از کائنات، نشانه‌ای از جمال محبوب وجود دارد. او به خواننده توصیه می‌کند که با چشم جان به زیبایی محبوب بنگرد و از درک عرفانی و معنوی لذت ببرد.