نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

شمارهٔ ۱۴۲ اسیری لاهیجی

اسیری لاهیجی / غزلیات / وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مثمن محذوف)

آنکه پنهان دل ز مردم می برد پیداست کیست

پرده ناموس رندان میدرد پیداست کیست

انکه از ناز و تکبر سوی مشتاقان خویش

هرگز از چشم ترحم ننگرد پیداست کیست

دیدن رویش جهانی گر تمنا می کند

آنکه از نخل جمالش برخورد پیداست کیست

در بیابان فراقش عالمی سرگشته اند

زان میان آنکو بوصلش ره برد پیداست کیست

گر گرفتاران دام عشق اویند بیشمار

آنکسی کو عاشق خود بشمرد پیداست کیست

خلق قانع زو بنامی وانکه شهباز دلش

در هوای بی نشانی می پرد پیداست کیست

ای اسیری زندگی از چشمه حیوان مجو

کانکه آب لعل او جان پرورد پیداست کیست

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

در این شعر، شاعر به توصیف شخصیتی می‌پردازد که دارای ویژگی‌های خاص و برجسته‌ای است. او به وضوح می‌گوید که این فرد پنهان از دید مردم نیست و ویژگی‌هایش به وضوح نمایان است. این شخص به دیگران بی‌اعتناست و از ناز و تکبر خود به کسی ترحم نمی‌کند. حتی اگر جهانی در آرزوی دیدن او باشد، این فرد با زیبایی‌های خود مشخص می‌شود. در فراق او، بسیاری سرگشته و عاشقانی هستند که در جستجوی وصال اویند. شاعر به مخاطب می‌گوید که این شخص، کسی است که در میان مردم با قناعت نیز شناخته می‌شود و در جستجو برای شناخت او، نیازی به مراجعه به چیزهای سطحی نیست؛ چراکه ویژگی‌های اصلی او آشکار است و به راستی او منبع حیات و عشق است.