شمارهٔ ۱۴۹ اسیری لاهیجی
اسیری لاهیجی / غزلیات / وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مسدس محذوف یا وزن مثنوی)
هرکه او پیوسته با یاد خداست
لطف حق در شان وی بی منتهاست
پرشد از نور الهی کاینات
جان مستان غرقه بحر صفاست
حق تجلی میکند برکوه طور
موسیا برخیز میقات لقاست
چون تو پنهان می شوی پیداست یار
جز تو او را پرده دیگر کجاست
هر زمان از پرده نوعی رخ نمود
دم بدم اورا دگرگون عشوه هاست
وصل معشوق است عاشق را خیال
فکر جنت زاهدان را کو جداست
ره بجانان جذبه آمد یا سلوک
ای اسیری هر دوره گو راه ماست
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
این متن به توصیف افرادی میپردازد که همواره در یاد خدا هستند و برکت و لطف الهی به آنها تعلق میگیرد. کائنات از نور الهی پر شده و کسانی که عاشق خداوند هستند، در دریایی از صفا غرق شدهاند. همچنین به تجلی الهی اشاره میشود که بر کوه طور رخ میدهد و موسا در آنجا با خداوند دیدار میکند. این متن بر این نکته تأکید دارد که در غیبت زیبای خداوند، غیر از او هیچ چیز دیگری وجود ندارد و هر لحظه نوعی تجلی از او دیده میشود. همچنین به این نکته اشاره میکند که وصال معشوق برای عاشق یک خیال است و جدایی از بهشت برای زاهدان قابل تصور نیست. در نهایت، به راهیابی در مسیر عشق و سلوک اشاره میشود، با دعوت به پیروی از راهی که به آزادی و رهایی میانجامد.