نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

شمارهٔ ۱۵۱ اسیری لاهیجی

اسیری لاهیجی / غزلیات / وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مثمن محذوف)

جمله عالم رو بما دارند و مارا روبدوست

وربمعنی روشناسی جمله رو خودروی اوست

نیست جانت را مشامی ورنه آفاق جهان

از نسیم طره عنبر فشانش مشکبوست

پرده رویش بعالم نیست جز وهم و خیال

چون نماند این خیالت هر چه بینی جمله اوست

شاهد حسنش ندارد در حقیقت خود حجاب

روی او پنهان چو بینی در نقاب ما و توست

آن یکی از کعبه دیدش دیگر از دیر و کنشت

هر کسی رارخ بجائی می نماید حسن دوست

مست این می هر کسی از جام دیگر گشته اند

جام زاهد حور و جام عاشقان روی نکوست

سربسر آفاق عالم گشت غرق این شراب

با اسیری گو چه جای قصه جام و سبوست

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

این شعر درباره زیبایی و جذبه دوست (محبوب) و تأثیر آن بر جان و دل انسان‌هاست. شاعر می‌گوید که عالم به ما دانش و آگاهی می‌دهد، و زیبایی دوست به‌قدری قوی است که حتی نمی‌توان آن را درک کرد. او اشاره می‌کند که سایر زیبایی‌ها تنها توهمات هستند و هر چه می‌بینیم در واقع نشانه‌ای از وجود اوست. همچنین، این شعر به ورود عشق و مستی حاصل از آن اشاره دارد و می‌گوید که هر کسی از جام عشق به نوعی مست می‌شود. در نهایت، شاعر به این موضوع می‌پردازد که زیبایی عاشقانه همه‌جا را فراگرفته و در این دنیای عشق، هیچ چیز نمی‌تواند اهمیتی بالاتر از عشق محبوب داشته باشد.