شمارهٔ ۱۵۵ اسیری لاهیجی
اسیری لاهیجی / غزلیات / وزن: مفعول مفاعیل مفاعیل فعولن (هزج مثمن اخرب مکفوف محذوف)
ای برده سبق از همه خوبان به ملاحت
در حسن ربودی زبتان گوی لطافت
هرکس که سر از دولت عشق تو به پیچد
حقا که نه بیند بجهان روی سعادت
کس را نرسد گوهر معنی به بیان سفت
در حسن بلاغت چو توای کان فصاحت
از عشق بتان گرچه ملامت رسد اما
در عشق تو دیدیم همه امن و سلامت
ره رو که بعمری نظری روی ترا دید
زان نور و صفا یافت بحق راه هدایت
دانی که که دارد بجهان دیده حق بین
صاحب نظری کو بیقین دید لقایت
سودای دو گیسوی تو ای جان اسیری
شیدائی ما راکند هر لحظه زیادت
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
این شعر درباره زیبایی و جذابیت معشوق است. شاعر میگوید که معشوقش از همه زیباتر و دلرباتر است و هیچ کس نمیتواند به خوبی او توصیف کند. عشق به او باعث میشود که کسی که از این عشق دوری کند، به سعادت واقعی نرسد. همچنین شاعر به آرامشی که در عشق معشوقش مییابد اشاره میکند و به نور و صفایی که در دیدن او به دست میآورد، تأکید میکند. در نهایت، شاعر ابراز میکند که عشق به معشوقش هر لحظه در او بیشتر احساس میشود و او را به شدت مجذوب کرده است.