نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

شمارهٔ ۱۵۷ اسیری لاهیجی

اسیری لاهیجی / غزلیات / وزن: مفعول مفاعیل مفاعیل فعولن (هزج مثمن اخرب مکفوف محذوف)

ای بیخبر از حالت رندان خرابات

زین می نچشیدی که شدی سوی مناجات

گر نوش کنی جرعه زین جام مصفا

آنگاه شوی صوفی صافی ز کدورات

تا چند خوری غصه باغ و رز وانگور

می نوش که تاباز رهی زین همه آفات

زین باده اگر مست شوی هر دو جهان را

محکوم تو سازند زهی لطف و عنایات

در گوشه میخانه اگر جای دهندت

زنهار مشو در پی تحصیل مقامات

زان باده طلب کن که از و موسی عمران

نوشید و چنان بیخبر افتاد بمیقات

می نوش اگر میطلبی خارق عادت

تا مست نگردی چه زنی دم زکرامات

تا مست ازین می نشوی وانشناسی

اسرار دل اهل دل از شطح وز طامات

نوشیدن می از کف ساقی سقاهم

در پیش اسیری است به از جمله عبادات

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

این شعر به غفلت رندان و درویشان اشاره دارد که از اصل خویش و لذت واقعی غافلند. شاعر به آن‌ها می‌گوید اگر جرعه‌ای از باده‌ پاک بنوشند، می‌توانند از کدورت‌ها رهایی یابند و به حقیقت و صفا دست یابند. او تأکید می‌کند که نباید در پی جست‌وجوی مقام و منزلت باشند، بلکه باید از لذت باده و مستی معنوی بهره‌مند شوند. مستی از این باده موجب می‌شود که بر دو جهان تسلط یابند و به عوالم بالاتر پی ببرند. در نهایت، شاعر می‌فرماید که نوشیدن این باده به جای عبادت‌های ظاهری فضیلت بیشتری دارد.