شمارهٔ ۱۸ اسیری لاهیجی
اسیری لاهیجی / غزلیات / وزن: مفعول فاعلات مفاعیل فاعلن (مضارع مثمن اخرب مکفوف محذوف)
کونین قطره ایست ز دریای ذات ما
افهام قاصرند ز کنه صفات ما
از غیر من چو نام و نشان نیست در جهان
اسم و صفات ما شده مجلای ذات ما
بیخو است روبروی من آورد بت پرست
هرگه که کرد سجده لات و منات ما
گر مرده بود زنده جاوید شد چو خضر
هرکس که خورد جرعه ز آب حیات ما
روشن جهان ز پرتو خورشید روی ماست
شد جلوه گاه حسن رخم کاینات ما
دیدیم جمله طالب دیدار ما بدند
سکان کعبه معتکف سومنات ما
چون گشت غرقه اسیری ببحر ذات
زان محو بود از همه قیدی نجات ما
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
این شعر به عمق وجود انسانی و جایگاه ویژه ذات الهی اشاره دارد. شاعر بیان میکند که انسان تنها بخشی از دریای بزرگ و بیپایان حقیقت است و فهم بشر از این صفات بسیار محدود و ناکافی است. او تأکید میکند که در جهان هیچ نشانهای از غیر خدا وجود ندارد و صفات خداوند آیینهای از ذات او هستند. شاعر در ادامه به قدرت و زندگی بخشندگی خدا اشاره کرده و میگوید هر کس از چشمه حیات الهی بنوشد، جاودانه و زنده خواهد شد. همچنین، بینظیر بودن زیبایی الهی را توصیف میکند و توضیح میدهد که وجود او میتواند روشنی بخش جهان باشد. در نهایت، او به قدرت نجاتدهنده خداوند و رهایی از بندها و قیدهای دنیوی میپردازد.