شمارهٔ ۲۰۵ اسیری لاهیجی
اسیری لاهیجی / غزلیات / وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مثمن محذوف)
عاشقان تا در میان زنار عشقت بستهاند
همچو ترسایان ز قید کفر و دین وارستهاند
چشم جان تا بر جمال روی تو واکردهاند
خانه دل را به روی غیر درها بستهاند
از خود و جمله جهان یکبارگی ببریدهاند
تا به درد و سوز عشقت جان و دل پیوستهاند
در طلبکاری میان تا بستهاند اهل طریق
در مقام جستوجو یک دم ز پا ننشستهاند
طاقت تاب جمالت چون نیاوردند خلق
خویش را در پیچ زلف از هول جان وابستهاند
مردم آلوده نتوانند ره بردن به دوست
پاکبازان در حریم وصل تو شایستهاند
فیالمثل در گلشن دنیا اسیری زاهدان
خار و خاشا کند و عشاق جهان گلدستهاند
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
این ابیات نشاندهنده عشق شدید و فریبندهای هستند که عاشقان را از تمام قید و بندهای اجتماعی و دینی آزاد میکند. آنها با تمام وجود به دنبال محبوب خود هستند و به هیچ چیز جز عشق او فکر نمیکنند. چشم جانشان به زیبایی محبوب دوخته شده و دلهایشان به روی غیر بسته است. عاشقان به خاطر عشق به محبوب، خود و دنیا را فراموش کردهاند و از هر درد و رنجی برای وصال او تحمل میکنند. آنها در مسیر عشق پای از تلاش برنمیدارند و به همین خاطر، تنها پاکبازان میتوانند به حریم او وارد شوند. در نهایت، این ابیات به تضاد میان عشق حقیقی و زندگی دنیوی اشاره دارد و عشق را به گلی در میان خارها تشبیه میکنند.