شمارهٔ ۲۱۹ اسیری لاهیجی
اسیری لاهیجی / غزلیات / وزن: مفعول مفاعیل مفاعیل فعولن (هزج مثمن اخرب مکفوف محذوف)
آنها که جهان آینه روی تو دانند
از دفتر عالم رقم حسن تو خوانند
آنان که نظر برخط و خال تو ندارند
از بی بصرانند و عجب بیخبرانند
عشاق تو با آنکه اسیران بلایند
از دولت عشق تو سلاطین جهانند
گر عاشق و معشوق ز هم بازشناسی
بینی که یقین شاه و گدا هم نفسانند
بگذشت بعشاق و همی گفت بطعنه
بنگر که اسیر غم عشقم چه کسانند
بیمار غم عشق تو تا جان نسپارد
از آب حیات لب لعلت نچشانند
گفتی که اسیری بره عشق فنا شو
برهر چه بود رای تو عشاق برآنند
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
این شعر درباره عشق و زیبایی معشوق صحبت میکند. شاعر میگوید کسانی که زیبایی معشوق را نمیبینند، به نوعی نابینا هستند و از حقیقت خبر ندارند. عشق به معشوق باعث میشود عاشقان در میان درد و رنج، احساس قدرت و سلطنت کنند. شاعر تأکید میکند که عاشق و معشوق در واقع یکی هستند و هر دو به یکدیگر وابستهاند. او همچنین به بیخبری کسانی که از عشق بیبهرهاند اشاره میکند و بیان میکند که محبت و عشق به معشوق، جان عاشق را nourishes و زندگی او را معنا میبخشد. در نهایت، شاعر میگوید که همه عاشقان با تصمیمات و آرزوهای خود در پی عشق و زیبایی معشوق هستند.