شمارهٔ ۲۲۶ اسیری لاهیجی
اسیری لاهیجی / غزلیات / وزن: مفاعیلن مفاعیلن فعولن (هزج مسدس محذوف یا وزن دوبیتی)
ز شوقت جمله عالم بیقرارند
همه مشتاق دیدار نگارند
همه مست می شوق آنچنانند
که بی تو نه قرار و صبر دارند
ملایک از می دیدار مستند
زمین و آسمان حیران یارند
همه مست ازمی وصلند بیخود
ولی با خود ز هجران در خمارند
چنان در نور روی یار محواند
که خود را او و او را خود شمارند
حریم خانه دل جز خیالت
چه محرومان که محرم می گذارند
اسیری عاشقان مست دیدار
ز لذات دو عالم یاد نارند
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
در این شعر، شاعر به عشق و شوق دیدار معشوق اشاره میکند و بیان میکند که همه موجودات جهان در تب و تاب این عشق هستند. انسانها و حتی ملائک از محبت و شوق دیدار معشوق مست و بیقرارند. عشق به قدری عمیق است که همه در حال نابودی خود و دلتنگی از هجران به سر میبرند. همچنین شاعر بیان میکند که محفل دل تنها با یاد معشوق آباد است و عشقورزان، به یاد او از لذایذ دنیا غافلاند.