نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

شمارهٔ ۲۳۷ اسیری لاهیجی

اسیری لاهیجی / غزلیات / وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مسدس محذوف یا وزن مثنوی)

ساقیا می ده که هشیارم کند

مستیش زین خواب بیدارم کند

زان میی کارد خمارش نیستی

فارغ از هستی و پندارم کند

در صفای او نماید روی یار

صاف و پاک از زنگ اغیارم کند

زان شرابی ده که شادی آورد

وز غم کونین بیزارم کند

شد پیاپی جام ما در دایره

تا که سرگردان چو پرگارم کند

مست و بیخود سازدم منصور وار

چون همی خواهد که بردارم کند

جرعه زان می اسیری گو بنوش

تا چو مولانا و عطارم کند

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

این شعر دربارهٔ تاثیر شراب بر روح و جان انسان است. شاعر از ساقی می‌خواهد که با شرابش او را هشیار و بیدار کند و از خواب غفلت بیرون آورد. او به دنبال شرابی است که او را از غم‌های دنیا رها کند و به شادی برساند. در وصف شراب، شاعر تأکید می‌کند که این مایهٔ نوشیدنی او را از درد و رنج تا حدودی آزاد می‌سازد و مانند دیگر عرفا، او را به حالت های متفاوت و مستی می‌برد. به عبارتی، شاعر می‌خواهد با نوشیدن این شراب به فردی آزاد و پرشور تبدیل شود.