شمارهٔ ۲۴ اسیری لاهیجی
اسیری لاهیجی / غزلیات / وزن: مفعول مفاعیل مفاعیل فعولن (هزج مثمن اخرب مکفوف محذوف)
چون جلوه روی تو برونست ز احصا
هر لحظه بحسنی کنم آن روی تماشا
تا باد صبا پرده ز روی تو برافکند
شد مهر جمال تو ز هر ذره هویدا
هر بی بصری روی تو دیدن نتواند
ادراک جمال تو کند دیده بینا
در جنت اگر وعده دیدار نباشد
کس فرق ز جنت نکند دوزخ مأوا
آن نرگس جادو که شد افسانه یا فسون
هر لحظه بغمزی دل و دین می برد از ما
دلدار دل از ما چو برد چاره چه باشد
بی کوشش مجنون کششی هست ز لیلی
ذرات جهان بهر تجلی جمالش
چون جان اسیری شده اند مظهر و مجلا
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
این متن درباره زیبایی و جذابیت و نقش آن در روح و جان انسانهاست. شاعر به وصف چهره معشوق میپردازد و بیان میکند که این زیبایی هر لحظه قابل تماشا و تحسین است. همچنین اشاره به قدرت زیبایی و تأثیر آن بر دل و جان انسانها دارد و میگوید که اگر وعده دیدار در بهشت نباشد، تفاوتی بین بهشت و جهنم وجود نخواهد داشت. شاعر به رابطه عاشقانه و دلدادگی نیز اشاره کرده و بیان میکند که عشق و کشش دل به سوی معشوق، بینیاز از تلاش است. در نهایت، همه ذرات جهان به عنوان مظاهر زیبایی معشوق توصیف میشوند.