نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

شمارهٔ ۲۴۰ اسیری لاهیجی

اسیری لاهیجی / غزلیات / وزن: فعلاتن فعلاتن فعلاتن فعلن (رمل مثمن مخبون محذوف)

حاجیان حرم وصل لقا یافته اند

ز طواف سرکوی تو صفا یافته اند

ناامید از در لطف تو نرفتست کسی

هرکسی در خور درد از تو دوا یافته اند

عشق بازان که براه طلبت گم گشتند

محرمی کو که بگویم که چه هایافته اند

دیده برروی تو دارند ز ذرات جهان

اهل بینش که بدل نور هدایافته اند

نقش کثرت چو بشستند ز لوح دل خود

رقم وحدت حق در همه جا یافته اند

ببقای ابدی باقی جاویدانند

عاشقانی که بعشق تو فنا یافته اند

فارغند از غم و اندیشه دنیا و ز دین

بیدلانی چو اسیری که ترا یافته اند

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

این متن شعر درباره عشق و وصال به معشوق است. حاجیان که به حرم رفته‌اند، از وصال و قرب معشوق لذت برده و هر کسی که به درگاه او آمده، درمانی برای دردهایش یافته است. افرادی که در جستجوی عشق بوده‌اند، دیگر نمی‌دانند چه پیدا کرده‌اند. کسانی که به عمق وجود توجه دارند، حقیقت را در می‌یابند و در پی یکپارچگی و وحدت هستند. عاشقانی که عشق معشوق را به دست آورده‌اند، همیشه باقی و جاویدان‌اند و از نگرانی‌های دنیوی و دینی بی‌خبرند. در نهایت، آنها شبیه به اسیرانی هستند که به آزادی و وصال معشوق رسیده‌اند.