شمارهٔ ۲۴۷ اسیری لاهیجی
اسیری لاهیجی / غزلیات / وزن: مفاعلن فعلاتن مفاعلن فعلن (مجتث مثمن مخبون محذوف)
اگر مخالف طبع و هواتوانی بود
بدل موافق اهل صفا توانی بود
اگر ز کبر و ریا بگذری چو اهل خدا
مقیم در حرم کبریا توانی بود
جفای هر کس و ناکس اگر کشی ای دل
بعشق دوست زاهل وفا توانی بود
اگر حجاب توئی از میانه برخیزد
یقین که ناظر نور لقا توانی بود
چو مست و بیخبر از باده فنا گردی
حریف شاهد و جام بقا توانی بود
اگر گردای در اهل دل بجان گردی
بملک فقر و فنا پادشا توانی بود
چو اقتداء حقیقی باهل دل کردی
اسیریا بجهان مقتدا توانی بود
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
این شعر به بیان اهمیت رهایی از دلبستگیها و تعلقات دنیوی و دستیابی به عالم معنوی میپردازد. شاعر میگوید که اگر از کبر و ریا فاصله بگیریم و به صفای دل نائل شویم، میتوانیم در نزدیکی خداوند قرار بگیریم. همچنین، تاکید میکند که اگر دل را از جفای دیگران خالی کنیم و به عشق خدا بپردازیم، به وفای حقیقی دست خواهیم یافت. با کنار گذاشتن حجابهایی که ما را از دیدن نور الهی بازداشتهاند، و با غرق شدن در محبت و معرفت الهی، میتوانیم به مقام والای فقر و فنا برسیم. در نهایت، با تبعیت واقعی از اهل دل، میتوانیم به رهایی و مقام والای روحانی نائل شویم.