نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

شمارهٔ ۲۵۱ اسیری لاهیجی

اسیری لاهیجی / غزلیات / وزن: مفعول مفاعیل مفاعیل فعولن (هزج مثمن اخرب مکفوف محذوف)

چون دور شد از حسن رخت پرده انوار

شد گنج نهان فاش و عیان شد همه اسرار

گر دیده معنی بودت باز بینی

کان یار عیانست درین صورت اغیار

تاکفر نهان گردد و پیدا شود ایمان

گو پرده آن زلف برانداز ز رخسار

چون نیست شود هستی موهوم ز معلوم

دانی به یقین هست یکی دیده و دیدار

زاهد شود از عشق رخت منکر مشاق

بردار ز رخ پرده که تا آورد اقرار

خورشید جمال تو ز رخ پرده چو برداشت

ذرات جهان محو شد از تابش انوار

جان واله و شیداست در انوار جمالش

ای دل تو کجائی که ببینی رخ دلدار

اسرار حقیقت نکنی فاش بهر کس

زنهار دلا پرده اسرار نگهدار

از دام بلا جان اسیری نشد آزاد

تا شد بکمند خم زلف تو گرفتار

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

این شعر به توصیف زیبایی و جذابیت محبوبی می‌پردازد که دور شده است. شاعر می‌گوید که در نبود محبوب، اسرار و رازها آشکار می‌شود. اگر کسی به عمق معنا نگاه کند، می‌تواند محبوب را در شکل‌های مختلف ببینید. شاعر به عشق اشاره می‌کند که می‌تواند ایمان را از کفر تمییز دهد و بر اهمیت زیبایی و جذابیت محبوب تاکید می‌کند. همچنین، از خطرات و مشکلات عشق و گرفتار شدن در زلف محبوب می‌گوید. در نهایت، شاعر به خواننده توصیه می‌کند که از رازهای هر چیزی محافظت کند و در دام عشق گرفتار نشود.