نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

شمارهٔ ۲۶۲ اسیری لاهیجی

اسیری لاهیجی / غزلیات / وزن: مفعول مفاعیل مفاعیل فعولن (هزج مثمن اخرب مکفوف محذوف)

بر صورت ذرات جهان گشت پدیدار

آن یار نهانی

در پرده ما و تو نهان است رخ یار

در عین عیانی

چون شاهد حسن رخ او جلوه‌گری کرد

در صورت و معنی

بنمود عیان بر رخ او پردهٔ اغیار

بر شکل جهانی

در آینه رخسارهٔ خود کرد نظاره

صد نام و نشان دید

بی‌آینه شد پردهٔ آن حُسن دگر بار

بی‌نام و نشانی

در کسوت عقل آمد و صد پرده برانگیخت

از حجّت و بُرهان

شد عشق جهان‌سوز و ندارد به جهان کار

جز پرده‌درانی

بر جمله مراتب گذری کرد و درآمد

در کسوت انسان

وا یافت درین مرتبه آخر بت عیار

آن گنج نهانی

چون دید در آیینهٔ رخسارهٔ خوبان

حُسن رخ خود را

شد عاشقِ حُسن خود و می‌جست به صد زار

یاری که تو دانی

در هیأت مجنون به جهان نام برآورد

دیوانه و عاشق

در صورت لیلی کند اسمی دگر اظهار

معشوقهٔ جانی

خواهی که نماید به تو آن فتنهٔ دوران

رخسارهٔ چون ماه

بردار ز خود عاقبت این پردهٔ پندار

گر زانکه توانی

در قطره نهان بود ز بود تو اسیری

دریای حقیقت

چون بود اسیری ز میان رفت به یکبار

شد بحر معانی

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

در این شعر، شاعر به بررسی وجود و حقیقت می‌پردازد و به ارتباط بین عشق و شناخت می‌پردازد. او بیان می‌کند که وجود یار حقیقی در پس پرده‌ها و نشانه‌ها نهان است و در عین حال، در عالم عیان نیز خود را نشان می‌دهد. با توصیف زیبایی و عشق، شاعر به جستجوی حقیقت و عشق درون انسان و در جهان می‌پردازد. او اشاره می‌کند که عشق جهانی سوز به انسان آگاهی می‌بخشد و در نهایت، شخص از طریق عشق به حقیقت می‌رسد و بت‌های ظاهری را کنار می‌زند تا به دریای حقیقت درون خود پی ببرد. در نهایت، دعوت می‌کند که انسان باید پرده‌های پندار را کنار بزند تا به زیبایی و حقیقت رسید.