شمارهٔ ۲۸۵ اسیری لاهیجی
اسیری لاهیجی / غزلیات / وزن: مفاعیلن مفاعیلن فعولن (هزج مسدس محذوف یا وزن دوبیتی)
اگر چه عاشقیم ورند و قلاش
بنام زهد گشتم در جهان فاش
ز قید ننگ و ناموسیم آزاد
ز جام عشق سرمستیم و اوباش
سخن از عقل و هشیاری و تقوی
مگو با عاشقان مست و قلاش
اگر خواهی جمال یار بینی
ز لوح دل نقوش غیر بتراش
ز دیدار تو محروم است زاهد
که شد بی بهره از خورشید خفاش
چو دیگ بی نمک مخروش واعظ
دل دانا به خار جهل مخراش
اسیری دین و دنیا چون حجابست
بکوی عشق خوش بی این و آن باش
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
این شعر بیانگر عشق و آزادگی است. شاعر از قید و بندهای ننگ و ناموس فارغ شده و در حال سرمستی از عشق است. او به مخاطبان میگوید که سخنان منطقی و زهد را با عاشقان مست در میان نگذارند، زیرا آنها از زیبایی و حقیقت عشق بیبهرهاند. عشق را بالاتر از تعهدات دینی و worldly میداند و به دعوت به آزادی در عشق و دوری از قید و بندها تأکید میکند. در نهایت، شاعر پیشنهاد میکند که برای دیدن جمال واقعی معشوق، از دلنگرانیها و حجابها دور شویم و در کنار عشق باشیم.