نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

شمارهٔ ۲۸۹ اسیری لاهیجی

اسیری لاهیجی / غزلیات / وزن: فعلاتن مفاعلن فعلن (خفیف مسدس مخبون)

دلا در عاشقی مردانه می باش

بلاکش عاشق فرزانه می باش

بهجرش آشنای محنت و غم

بوصل از خویشتن بیگانه می باش

بصورت گر گدای مستمندی

بملک معنوی شاهانه می باش

برغم زاهد مغرور خودبین

حریف شاهد و پیمانه می باش

به پیش شمع روی عالم افروز

دلا جانباز چون پروانه می باش

درخت کبر و هستی برکن از بیخ

بفقر و نیستی همخانه می باش

ز قید عقل و زهد و دین شو آزاد

اسیری عاشق و دیوانه می باش

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

این شعر به زیبایی درباره عشق و عاشقی سخن می‌گوید. شاعر به دل می‌گوید که در عشق باید شجاع و مردانه رفتار کند و خود را از غم و درد جدا کند. او عاشق فرزانه‌ای است که باید به عشق بی‌پروا باشد و بر مشکلات زاهدانه فائق آید. در عشق، باید آرامش را مانند پروانه‌ای دنبال کند و از خودخواهی و تکبر دوری کند. در نهایت، شاعر تأکید می‌کند که باید از زنجیر عقل و دین فاصله بگیرد و در سفر عشق آزاد و دیوانه باشد.