نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

شمارهٔ ۷ اسیری لاهیجی

اسیری لاهیجی / غزلیات / وزن: مفاعیلن مفاعیلن مفاعیلن مفاعیلن (هزج مثمن سالم)

اگر از چهره ذاتش برافتد برده اسما

ز تاب پرتو حسنش فنا گردد همه اشیا

ز جام باده عشقش همه ذرات سرمستند

گرفت آفاق ازین معنی سراسر فتنه و غوغا

همان یک باده با هر کس دهد ساقی ز دیگر جام

کند وامق ز عذرا مست و مجنون از رخ لیلی

تجلی میکند هر دم بعالم شاهد حسنش

اگر دیدار میخواهی بیاور دیده بینا

چو از رخ پرده بردارد جمال خود بیاراید

همه اعضای من گردد سراسر دیده سرتاپا

که تا هر جا بهر عاشق نماید شیوه دیگر

گهی مسجد کند منزل گهی میخانه را مأوی

به حسن تازه هر ساعت نماید یار دیداری

از آن رو دایما بودست اسیری واله و شیدا

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

این شعر به توصیف معشوقی می‌پردازد که با زیبایی و جذابیتش تمام موجودات را تحت تأثیر قرار می‌دهد. هر کس به نحوی از عشق او مست و شیدا می‌شود. شاعر بیان می‌کند که اگر کسی بخواهد او را ببیند، باید چشمانش را باز کند و در پی دیدار حقیقی باشد. جمال او آنقدر زیباست که تمامی اعضای وجود عاشق را در خود غرق می‌کند. معشوق هر لحظه با جلوه‌های تازه‌اش نظرها را جلب می‌کند و بین مساجد و میخانه‌ها در نوسان است، که نشان‌دهنده‌ی پیچیدگی عشق و وفاداری به معشوق است. نتیجه این عشق، اسارت و وابستگی عمیق عاشق به معشوق است.