نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

شمارهٔ ۳۰ اسیری لاهیجی

اسیری لاهیجی / غزلیات / وزن: مفعول فاعلات مفاعیل فاعلن (مضارع مثمن اخرب مکفوف محذوف)

ای پرتو جمال تو نورالیقین ما

گیسوی عنبرین تو حبل المتین ما

افسون غمزه تو دلم را ز ره ببرد

چشمت برهزنی شده سحر مبین ما

ز ابرو و غمزه چشم تو چون ترک فتنه جو

تیر و کمان گرفته بود در کمین ما

جانا ز زلف سرکش خونریز بازجو

کز بهر چیست بسته میانرا به کین ما

دست قضا ز آتش شوقت کشیده بود

روز الست داغ چنین برجبین ما

با عاشقان ز مذهب و زهد و ورع مگو

رندی و عشق ورزی و مستیست دین ما

خو کن بدرد عشق و غم او اسیریا

شادی مجو و عیش ز جان حزین ما

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

این شعر درباره عشق و زیبایی معشوق است. شاعر به تحسین جمال و جذابیت معشوق پرداخته و از تأثیر عمیق آن بر دل خود سخن می‌گوید. او به تیری که از ابرو و غمزه معشوقش به دل او شلیک شده، اشاره می‌کند و می‌گوید این عشق و شور و شوق، نه تنها دینی ندارد بلکه از نوعی رندی و مستی است. شاعر در پایان از درد عشق و غم صحبت می‌کند و بر این نکته تأکید دارد که شادی و خوشی در دوری و غم عشق نمی‌تواند یافت شود.