نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

شمارهٔ ۳۰۱ اسیری لاهیجی

اسیری لاهیجی / غزلیات / وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مثمن محذوف)

گر بگرد کعبه کوی تو باشد یک طواف

آن یکی بهتر ز صد حج پیاده بی گزاف

در هوای حور و جنت زاهد از دیدار ماند

با چنین جهلی ز دانش میزند بیهوده لاف

ذوق عشقت در نمی یابد مذاق زاهدان

در میان عاشق و زاهد ازین شد اختلاف

مرد حق بین را نباشد احتیاجی با دلیل

از دلیل روز مستغنی است بینا بی خلاف

نیست عالم جز نمودهست مطلق در شهود

یک اشارت اهل کشف و ذوق را باشد کفاف

عارف ذات و صفات حق شوی بی قیل و قال

گر به او صاف کمال او بیابی اتصاف

چون اسیری غرق بحر وحدت آمد زاهدا

موج را گر عین دریا گفت می‌دارش معاف

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

این شعر به توصیف عشق و معرفت الهی می‌پردازد. شاعر می‌گوید که یک بار طواف در کعبه‌ای که محبوب است، ارزش بیشتری از صد حج دارد. زاهدانی که به دنبال جنت و حور هستند، از یاد خدا غافلند و با بی‌خبری خود به علم و دانش می‌بالند. عشق حقیقی و ذوق آن، چیزی است که زاهدان نمی‌توانند درک کنند و به همین دلیل بین عاشق و زاهد اختلاف به وجود می‌آید. مرد حق‌بین نیازی به دلایل و برهان ندارد، زیرا او به بصیرت و بینش خود می‌بیند. عالم واقعی فقط در شهود و تجربه است و اشاره‌ای کافی برای اهل کشف و ذوق دارد. عارف بدون جدل و بحث، ذات و صفات حق را در می‌یابد. سرانجام، زاهد باید در دریای وحدت غرق شود و حقیقت را دریابد، وگرنه تلاطم‌های جهان او را دچار سرگردانی خواهد کرد.