شمارهٔ ۳۰۸ اسیری لاهیجی
اسیری لاهیجی / غزلیات / وزن: مفعول مفاعیل مفاعیل فعولن (هزج مثمن اخرب مکفوف محذوف)
خواهی که شود کشف برت سراناالحق
فانی ز خودی باش و بحق باقی مطلق
مخمور خرابیم بده ساقی باقی
از لعل لبت باده رنگین مروق
از تاب تجلی جمالش مه و خورشید
پیوسته بچرخند درین چرخ معلق
از آینه کون و مکان روی تو دیدیم
بینا نبود منکر این قول مصدق
خورشید حقیقی ز همه ذره بتابید
نزدیک محقق بود این نکته محقق
زاهد ز حسد جق جق باطل کند آغاز
عاشق ز سر سوز چو زد نعره حق حق
توفیق ازل بود رفیقم بره عشق
تا گشت اسیری بوصال تو موفق
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
این شعر در مورد عشق و جستجوی حقیقت است. شاعر به ما میگوید که برای شناخت حقیقت و خداوند، باید از خودخواهی و خودپرستی فاصله بگیریم و به حقیقت مطلق نزدیک شویم. او از سکر عشق و زیبایی معشوق سخن میگوید و از تاثیر زیبایی خداوند بر جهان و آفرینش یاد میکند. همچنین، به اختلاف بین زاهدان حسود و عاشقان واقعی اشاره میکند و میگوید که تنها عشق و وصال با حق است که به شناخت واقعی منجر میشود. در نهایت، شاعر تأکید دارد که عشق و توفیق در پیوستن به حقیقت از همان ابتدا وجود داشته است.