شمارهٔ ۳۲۶ اسیری لاهیجی
اسیری لاهیجی / غزلیات / وزن: مفعول مفاعلن فعولن (هزج مسدس اخرب مقبوض محذوف)
در کشور جان و ملکت دل
بگرفت سپاه عشق منزل
ائین و رسوم نو نهادند
تا گشت رسوم عقل زایل
از عجز سپاه عقل نامد
با لشکر عشق در مقابل
شد سکه بنام عشق مشهور
از عقل نبرد نام عاقل
هرجا که نشان عاشقی بود
از دولت عشق گشت مقبل
وآنکس که بطور عقل دم زد
در عالم عشق بود جاهل
در فتوی عشق قول عاشق
حق آمد و گفت عقل باطل
هر کس که قبول عشق گردد
در مذهب عاشقی است قابل
در مکتب عشق براسیری
شد کشف همه نکات مشکل
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
در این شعر، گفته میشود که عشق به عنوان یک نیروی بزرگ و غالب در زندگی انسانها ظاهر شده و سنتها و رسوم عقلی را تحتالشعاع قرار داده است. سپاه عشق به سلیقهی خود قانونها و رسوم جدیدی وضع کرده و عقل در برابر آن ناتوان شده است. عشق به عنوان یک مفهوم ارزشمند و برجسته شناخته میشود و هر کسی که به عشق روی آورد، در مکتب عشق قابل احترام است. به طور کلی، این شعر به عظمت و برتری عشق نسبت به عقل اشاره دارد و عشق را به عنوان منبعی برای درک عمیقتر و کشف نکات مشکل زندگی معرفی میکند.