شمارهٔ ۳۲۸ اسیری لاهیجی
اسیری لاهیجی / غزلیات / وزن: فعولن فعولن فعولن فعل (متقارب مثمن محذوف یا وزن شاهنامه)
زهی بزم و ساقی و حسن و جمال
زهی مستی و ذوق و جام وصال
زهی مطرب و چنگ و آواز نی
زهی شورش و وجد ارباب حال
چه رندان می نوش پرهیزکار
چه عشاق جانباز نیکو خصال
خرابات عشق است و رندان مست
می و مطرب و شاهد بی مثال
چه نور تجلی و سکر و فنا
چه صحو و بقائی بحق لایزال
عجب سیر و طیری ز بالای عرش
چه حالست حالات اهل کمال
چه رفتار و قامت چه زیبا نگار
چه چشم است و ابرو چه غنج دلال
چه رندان عاشق چه معشوق و می
عجب عشق و حالی که ناید بقال
اسیری ز عشقست جاهت بلند
مبادا بجاهت زپستی زوال
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
این شعر به توصیف زیباییها و لذتهای عشق، می و بزم میپردازد. شاعر از عشق، رندان مست، معشوق و حالاتی که اهل کمال تجربه میکنند، صحبت میکند و تصاویری از شادی و شور در میخانه و عشق به تصویر میکشد. او به زیباییهای ظاهری و عاطفی از جمله قامت، چشم و ابرو اشاره میکند و نسبت به ترقی و رفعت عشق هشدار میدهد که نباید به پستی و زوال سوق پیدا کند. در کل، این شعر نمایشی از حال و هوای عشق و نوشیدن می را به تصویر میکشد.