نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

شمارهٔ ۳۴۸ اسیری لاهیجی

اسیری لاهیجی / غزلیات / وزن: مفعول فاعلاتن مفعول فاعلاتن (مضارع مثمن اخرب)

شهباز لامکانم من در مکان نگنجم

عنقای بی نشانم اندر نشان نگنجم

من بحر بیکرانم مقصود کن فکانم

من جان جان جانم اندر جهان نگنجم

من از خودی فنایم من گوهر بقایم

من در بی بهایم در بحر و کان نگنجم

بی جای و آشیانم بی نام و بی نشانم

برتر ز جسم و جانم در جسم و جان نگنجم

من عین عشق و ذوقم سرمست جام شوقم

از چرخ و عرش فوقم در آسمان نگنجم

اعجوبه جهانم بالاتر از بیانم

من گنج بس نهانم اندر عیان نگنجم

فارغ ز کفر و دینم با دوست همنشینم

من نور هر یقینم اندر گمان نگنجم

من مست ذوق و حالم حیران آن جمالم

مستغرق وصالم در خود ازآن نگنجم

هم عشق با صفایم هم عقل با وفایم

هم ارض و هم سمایم اندر بیان نگنجم

مست می جنونم در عشق ذوفنونم

از عقلها برونم در داستان نگنجم

باری اسیریا گو چونست کان پری رو

دارد کنار با تو من در میان نگنجم

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

شعر به توصیف حالاتی پرداخته که فراتر از محدودیت‌های جسمی و دنیوی است. شاعر خود را موجودی بی‌نشان و بی‌جا معرفی می‌کند که به هیچ چیز در این جهان محدود نمی‌شود. او از عشق و ذوق سخن می‌گوید و اعلام می‌کند که در عین حضور در دنیای مادی، از آن فراتر است. شاعر با بیانی عمیق، جستجویی برای معنا و حقیقت در وجود خود دارد و نشان می‌دهد که هیچ‌چیزی نمی‌تواند او را محدود کند. او شامل عشق، عقل و هستی است و در نهایت به پیوند عمیق خود با دوست و معشوق اشاره می‌کند.