شمارهٔ ۳۵۱ اسیری لاهیجی
اسیری لاهیجی / غزلیات / وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مسدس محذوف یا وزن مثنوی)
غرق بحر وحدتیم، من، من نیم
گوهر بی قیمتم، من، من نیم
من ز جان فانی بجانان یافتم
من به اوج رفعتم، من، من نیم
عاشقم معشوقم و عشقم چه ام
مست جام حیرتم، من، من نیم
من ندانم من منم، یا من ویم
در عجایب حالتم، من، من نیم
عین دریایم بمعنی درنگر
ننگری در صورتم، من، من نیم
نور سازم ظلمت عالم بعلم
آفتاب قدرتم، من، من نیم
گنج معنی ام درین صورت نهان
من طلسم حکمتم، من،من نیم
من چیم عنقای بی نام و نشان
من بقاف قربتم، من، من نیم
تشنه را سیراب دارم از کرم
زانکه بحر رحمتم، من، من نیم
در مقام وحدتم، بل وحدتم
کی اسیر کثرتم، من، من نیم
زیر پا آرم اسیری با دو کون
شاهباز همتم، من،من نیم
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
این شعر بیانگر حس اتحاد و یگانگی شاعر با هستی و معشوق است. شاعر به صورتی عمیق و فلسفی از حالاتی چون عشق و حیرت سخن میگوید و به این موضوع میپردازد که او و معشوق در حقیقت یکی هستند. او خود را به عنوان دریا و گوهر ارزشمند توصیف میکند و به یگانگی فوقالعادهاش اشاره دارد. در نهایت، شاعر به مقام بلندی از وحدت دست یافته و از قدرت و رحمتی که دارد سخن میگوید، و در نهایت هر گونه محدودیت و کثرت را نادیده میگیرد.