نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

شمارهٔ ۳۵۳ اسیری لاهیجی

اسیری لاهیجی / غزلیات / وزن: مفعول مفاعیل مفاعیل فعولن (هزج مثمن اخرب مکفوف محذوف)

ما در دو جهان غیر تو دیار ندیدیم

در صورت اغیار بجز یار ندیدیم

در مسجد و میخانه و در دیر و صوامع

بیرون ز تو مطلوب و طلبکار ندیدیم

از حسن تو هرکس خبری داد ولیکن

ازکنه جمال تو خبردار ندیدیم

عمری طلبیدیم درین گلشن دوران

چون حسن رخ تو گل بیخار ندیدیم

آئینه که حسن تو کماهی بنماید

درهر دو جهان جز دل افگار ندیدیم

هر جان بجهان میل دلی سوی دگر داشت

ما در همه جا غیر تو دلدار ندیدیم

دیدیم بسی ترک ستمکاره فتان

چون چشم پرآشوب تو خونخوار ندیدیم

گر عاشق آزار و جفا در همه جا هست

معشوق کم آزار وفادار ندیدیم

ما خدمت رندان خرابات اسیری

فخر همه دیدیم ولی عار ندیدیم

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

این شعر بیانگر تنهایی و اشتیاق عمیق شاعر به معشوق است. شاعر در دنیا جز معشوق خود چیزی نمی‌بیند و در جستجوی او در مکان‌های مقدس و نامقدس، همیشه خالی‌دست مانده است. او از زیبایی‌ها و جذابیت‌های دیگران خبری ندارد و تنها دلش برای معشوق می‌تپد. حتی اگر عاشقان دیگر آزار و رنج ببرند، ولی معشوق وفادار و کم‌آزار را نمی‌یابد. در نهایت، شاعر به این نتیجه می‌رسد که در همه دنیا فقط حسرت وجود معشوقش را دارد و هیچ‌چیز دیگری به جز او برایش ارزشمند نیست.