شمارهٔ ۳۵۲ اسیری لاهیجی
اسیری لاهیجی / غزلیات / وزن: مفعول فاعلات مفاعیل فاعلن (مضارع مثمن اخرب مکفوف محذوف)
گه مست و بیخبر ز می صاف وحدتیم
گه درد نوش خانه خمار کثرتیم
در پرتو جمال جهان سوز روی دوست
شیدا و والهیم و همه مست حیرتیم
ما با وجود دولت عرفان و گنج فقر
از ملک کیقباد و فریدون فراغتیم
مفتی اگر ز روی حقیقت نظر کنی
ما هر یکی کتاب و کلامیم و آیتیم
مارند و مست و عاشق و فارغ ز هست و نیست
تنها نه این زمان که هم از روز فطرتیم
پرواز ما برون ز مکانست و لامکان
ما شاهباز حضرت و عنقای قربتیم
مجموعه جمیع صفات است ذات ما
دیویم و هم فرشته و هم نور و ظلمتیم
در ظاهر ار گدا و فقیریم باطنا
سلطان تخت کشور معنی و صورتیم
ازما بجوی نور هدایت اسیریا
ما مهر نوربخش سپهر ولایتیم
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
این شعر به بیان حالاتی از عشق و معرفت میپردازد. شاعر به تضادهای درونی انسان اشاره میکند: گاه در حالت مستی و اتحاد با حقیقت است و گاه در حال درد و جدایی از کثرت. آنها در پرتو جمال دوست، شیدا و حیرانند و با وجود این حال، به زندگی مادی و دنیوی کم توجهاند. شاعر خود را از محدودیتهای دنیایی آزاد میبیند و ندا میدهد که در باطن، دارای مقام و ویژگیهای بلندی هستند، حتی اگر در ظاهر فقیر و گدا به نظر برسند. در نهایت، آنها را به عنوان راهبران نور و هدایت معرفی میکند.